تبليغاتX
شاخص84
سومين عامل يا ريشه جهاني شدن، تحولات نهادي بوده است: اكنون تا حدودي به دليل تحولات تكنولوژيك و توسعه ديد مديران بهره‌مند از پيشرفتهاي ارتباطي، سازمانها عرصه فعاليت وسيعتري دارند. بدين ترتيب، شركتهايي كه عمدتاً روي بازار محلي تكيه مي‌كردند، اكنون دامنه فعاليت خود را از نظر بازار و تسهيلات توليد به سطح ملي، چندمليتي، بين‌المللي يا حتي جهاني گسترش داده‌اند. اين تحولات ساختار صنعتي باعث افزايش قدرت، عوايد و بهره‌وري شركتهايي شده است كه مي‌توانند مواد، تسهيلات توليدي و بازارهاي مورد نياز خود را در كشورهاي زيادي يافته و بسرعت خود را با شرايط متحول بازار سازگار سازند. عملاً‌هر شركت ملي يا بين‌المللي مهمي از چنين ساختاري بر‌خودار بوده يا براي دستيابي به درجه مطلوبي از نفوذ و انعطاف، روي شركتهاي وابسته يا اتحاد‌هاي استراتژيك تكيه مي‌كند . براي نشان دادن دامنه فعاليت اين شركتها مي‌توان گفت كه اكنون تقريباً يك سوم كل تجارت بين‌الملل فقط در درون اين شركتهاي چند مليتي انجام مي‌گيرد. با ظهور اين شركتهاي جهاني، كشمشهاي بين‌المللي تا حدودي از كشورها به شركتها منتقل شده و ديگر به جاي اينكه كشورها بر سر سرزمين با يكديگر بجنگند، شركتها براي تصاحب سهم بيشتري از بازارهاي جهاني به منازعه با يكديگر مي‌پردازند. عده‌اي اين شركتهاي جهاني را تهديدي براي استقلال عمل و دامنه فعاليت دولتهاي ملي مي‌دانند، ولي اگر چه اين شركتها نيرومند هستند، دولتهاي ملي هنوز نقش سنتي و مسلط خود را در نظام اقتصادي و سياسي جهان حفظ كرده‌اند.

سازمانهاي غير دولتي هم نگرشي به مراتب وسيعتر يافته و مثل شركتهاي جهاني اغلب خصلتي چند مليتي يا جهاني دارند. حتي سازمانهاي بين‌المللي مانند سازمان ملل‌متحد، صندوق بين‌المللي پول و بانك جهاني و سازمانهاي جديدي مثل سازمان جهاني تجارت نقشهاي جهاني جديدي به عهده گرفته‌اند. به طور كلي، شركتهاي چند مليتي و ساير سازمانهاي مشابه اعم از خصوصي و دولتي به كار‌گزاران اصلي اقتصاد جهاني جديد تبديل شده‌اند.

چهارمين عامل جهاني شدن، ظهور يك توافق ايدئولوژيك جهاني در بارة ارزش اقتصاد بازار و نظام تجارت آزاد بوده است. اين فرايند با تحولات سياسي و اقتصادي شروع شد كه با اصلاحات چين در سال 1978 آغاز شد و سپس به زنجيره‌اي از انقلابها در اروپاي شرقي و مركزي از سال 1989 تا فروپاشي اتحاد شوروي سابق در دسامبر 1991 انجاميد. اين فرايند به نوعي همگرايي ايدئولوژيك منجر شد و شكاف قبلي بين نظامهاي اقتصادي بازار‌گراي غرب و نظامهاي اقتصادي سوسياليستي شرق جاي خود را به يك گرايش تقريباً جهاني به سوي نظام بازار داد. اين توافق فكري در باره ارزش اقتصاد بازار باعث پيدايش جهاني شده است كه ديگر به دو دسته نظامهاي اقتصادي بازار‌گرا و سوسياليستي تقسيم نشده است. يكي از جنبه‌هاي عمدة اين توافق فكري، تلاش كشورهاي سوسياليستي سابق براي گذار به يك نظام اقتصادي بازارگرا مي‌باشد. با اين حال، اين تلاشهاي انتقالي بويژه در اتحاد شوروي سابق و اروپاي شرقي و مركزي فقط تا حدودي با موفقيت همراه بوده است. كشورهاي درگير و حاميان آنها در سازمانهاي بين‌المللي و كشورهاي غربي پيشرفته اغلب روي يك دستور كار انتقالي سه وجهي تكيه كرده‌اند: 1- ايجاد ثبات در اقتصاد كلان، 2- آزاد‌سازي قيمتها، و 3- خصوصي سازي شركتهاي دولتي. متأسفانه، در اين دستور كار، اهميت ايجاد نهادهاي بازار، ايجاد رقابت، و ايجاد نقش مناسبي براي دولت در يك نظام اقتصادي مختلط مدرن مورد توجه قرار نگرفته است.

پنجمين عامل جهاني شدن، تحولات فرهنگي بوده است كه با گرايش و حركتي به سوي شكل جهاني و همگوني از رسانه‌ها، هنرها و فرهنگ عمومي و با كار برد گستردة زبان انگليسي در ارتباطات جهاني همراه بوده است. عده‌اي بخصوص در فرانسه و ساير كشورهاي قاره اروپا تا حدودي با توجه به اين تحولات فرهنگي معتقدند كه جهاني شدن به منزله تلاشي براي تحكيم هژموني و سيطره فرهنگي و همچنين اقتصادي و سياسي آمريكاست. در واقع، آنها جهاني شدن را شكل جديدي از امپرياليسم يا مرحله جديدي از سرمايه‌داري در عصر ‌الكترونيك مي‌دانند. حتي عده‌اي جهاني شدن را شكل جديدي از استعمار تلقي مي‌كنند كه در آن، آمريكا نقش يك قدرت استعماري جديد را ايفا مي‌كند و اكثر كشورهاي ديگر جهان نقش مستعمراتي را كه نه تنها مواد خام (مثل اشكال اوليه استعمار اروپا) بلكه تكنولوژي، تسهيلات توليدي، نيروي كار و سرمايه و ساير نهاده‌ها يا دروندادهاي فرايند توليد، و بازار را در مقياسي جهاني براي آمريكا فراهم مي‌كنند.

چه جهاني شدن را يك پديده مثبت بدانيم يا يك پديده منفي، اين نكته را بايد بدانيم كه به روشني نظام جهاني را دگرگون ساخته و فرصتها و چالشهايي را در بردارد. اين نكته هم روشن است كه تحولات تكنولوژيك، سياست‌گذارانه، نهادي، ايدئدلوژيك و فرهنگي بالا كه به جهاني شدن جان داده‌اند، هنوز بسيار فعال هستند . به همين دليل، اگر از بروز حركتي تند در جهتي مخالف جلوگيري شود، اين روندهاي جهاني شدن احتمالاً ادامه يافته يا حتي تسريع خواهند شد. يكي از جنبه‌هاي اين روندها، رشد تجارت بين‌المللي خدمات خواهد بود كه قبلاً‌تا حد زيادي افزايش يافته و بخصوص در حوزه‌هايي مثل ارتباطات راه دور و خدمات مالي جاي باز هم بيشتري براي رشد و توسعه در آينده دارد. نتيجه اين فرايند، حركت مداوم به سوي يك جهان و يك اقتصاد جهاني بازتر و يكپارچه‌تر خواهد بود. اين فرايند به تشديد باز هم بيشتر جريان جهاني كالاها، خدمات، پول، سرمايه، تكنولوژي، افراد، اطلاعات و انديشه‌ها خواهد انجاميد.

ادامه دارد......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 13:34  توسط معصومه دانشور | 

به علت طولاني بودن مقاله در چند قسمت ارئه مي شود.
1
- مقدمه و هدف

جهاني شدن يكي از جنبه‌هاي واقعي و برجسته نظام جهاني جديد و يكي از مؤثر‌ترين نيروهاي تعيين كننده مسير آينده دنيا است. اين پديده ابعاد بسياري دارد: اقتصادي، سياسي اجتماعي، فرهنگي، زيست محيطي، امنيتي و غيره. در اينجا، ما روي مفهوم «جهاني شدن» در عرصه اقتصاد جهاني تكيه مي‌كنيم. اين مفهوم براي افراد مختلف معاني مختلفي دارد و تا حدودي به همين دليل است كه «جهاني شدن» با واكنشهاي بسيار متفاوتي روبرو شده است: عده‌اي آن را خطري جدي براي نظام اقتصادي جهان تلقي مي‌كنند و عده‌اي ديگر آن را موتوري براي پيشرفت اقتصاد جهاني.

اين مقاله سه هدف را دنبال مي‌كند. اول، سعي مي‌شود كه مفهوم «جهاني شدن» در عرصه اقتصاد جهاني روشن شود. دوم، مي‌كوشيم تا منافع و هزينه‌هاي بالقوه جهاني شدن را ارزيابي ‌كنيم. سوم، به بررسي اين امر مي‌پردازيم كه هزينه‌ها يا خطرات ناشي از جهاني شدن را چگونه مي‌توان با همكاري بين‌المللي گسترده‌تر و ايجاد نهاد‌هاي جهاني جديد مهار كرد .

جهاني شدن هم آثار مثبت و هم آثار منفي در بر‌دارد و برخي از آثار مثبت آن از رقابت ناشي از آن سر چشمه مي‌گيرد و برخي از آثار منفي آن را كه مي‌تواند به بروز كشمكش بينجامد، مي‌توان با همكاريهاي بين‌المللي يا جهاني از طريق انعقاد موافقتنامه‌هايي در باره سياست‌گذاري يا از طريق ايجاد نهادهاي بين‌المللي جديد خنثي كرد. بنابر اين، جهاني شدن در حالي كه مي‌‌تواند به بروز كشمش‌هاي بين‌المللي بينجامد، مي‌تواند به مهار و تعديل اين كشمكش‌ها به وسيله آثار مثبت رقابت و همكاري جهاني براي رفع تهديد‌هاي اقتصادي و ساير تهديدهاي روياروي دنياي ما نيز كمك كند.

2- جهاني شدن اقتصاد:

برداشت ما از «جهاني شدن» در اينجا عبارت است از افزايش چشمگير تجارت و مبادلات جهاني در يك نظام اقتصادي بين‌المللي كه دايماً‌بازتر و يكپارچه‌تر مي‌شود. تجارت و مبادلات بين‌المللي نه تنها در شكل سنتي آن در زمينه تجارت كالا و خدمات بلكه در اشكال جديدي مثل مبادله ارزها، جابجايي سرمايه، انتقال تكنولوژي، جابجايي افراد از طريق سفرها و مهاجرتهاي بين‌المللي، و حركت بين‌المللي اطلاعات و انديشه‌ها رشد قابل ملاحظه‌اي داشته است. يكي از معيارهاي سنجش درجه جهاني شدن، حجم معاملات مالي بين‌المللي است: اكنون روزانه حدود 2/1 تريليون دلار در بازارهاي ارزي نيويورك مبادله مي‌شود و حجم روزانه مبادله بين‌المللي سهام از اين رقم نيز فراتر مي‌رود.

جهاني شدن با آزاد‌سازي بيشتر اقتصاد بين‌الملل، يكپارچگي بازارها در مقياسي جهاني، و حركت به سوي جهاني بدون مرز همراه بوده است كه همه اينها به افزايش مبادلات و مراودات جهاني منجر شده است. در چند دهه اخير، جهاني شدن از عوامل مختلفي سرچشمه گرفته است. يكي از اين عوامل، پيشرفتهاي تكنولوژ‌يك بوده است كه هزينه‌هاي حمل و نقل و ارتباطات و هزينه‌هاي پرداخت، انباشت و باز يافت اطلاعات را بشدت كاهش داده است. كاهش هزينه‌هاي دوم معلول تحولات الكترونيك بويژه انقلاب ريز تراشه‌ها در چند دهه اخير بوده است. برخي جلوه‌هاي اين تكنولوژي جديد عبارتند از پست الكترونيك و اينترنت. اكنون رايانه‌هاي قابل حمل 2000 دلاري به مراتب قويتر از رايانه‌هاي 10 ميليون دلاري 20 سال قبل است.

دومين عامل و سرچشمه جهاني شدن، آزاد‌سازي تجاري و اشكال ديگر آزاد‌سازي اقتصادي بوده است كه باعث كاهش حمايتهاي تجاري و بازتر شدن نظام تجاري جهاني شده است. اين فرايند در قرن گذشته شروع شد ولي بروز دو جنگ جهاني و« ركود بزرگ» باعث وقفه در آن شد. اين فرايند پس از جنگ جهاني دوم به وسيله كاربرد اصل دولت كامله‌الوداد در روابط تجاري در قالب موافقتنامه عمومي تعرفه و تجارت (گات)در 1947 و سپس سازمان جهاني تجارت دوباره اعاده شد. در اثر اين امر، تعرفه‌ها و ساير موانع تجارت كالا و خدمات بسيار كاهش يافته است. ابعاد ديگر جهاني شدن باعث افزايش جابجايي سرمايه و ساير عوامل توليد شده است. عده‌اي معتقدند كه جهاني شدن تقريباً به مثابه بازگشت به اقتصاد جهاني اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم است، يعني زماني كه مرزها نسبتا ً‌باز بود، شاهد سطح بالايي از جابجايي سرمايه و مهاجرت افراد در عرصه بين‌المللي بوديم، و كشورهاي مهم اروپايي وابستگي زيادي به تجارت بين‌الملل داشتند. اين برداشت بويژه به برخي از محققان انگليسي تعلق دارد كه دوران سلطه استعماري بريتانيا بر اقتصاد جهاني را در ذهن دارند. هرچند ميان دوره حاضر و يك قرن قبل از اين شباهتهايي از نظر جريان تجارت و سرمايه وجود دارد، ولي در يك قرن پيش از اين، از برخي نوآوريهاي تكنو‌لوژيك عمده كه به ظهور اقتصاد جهاني يكپارچه كنوني با ماهيتي متفاوت با اقتصاد بين‌المللي قرن گذشته انجاميده است،‌خبري نبود.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 23:4  توسط معصومه دانشور | 
سلام دانشجویان عزیز. کم کم به امتحانات میان ترم نزدیک مي شويم.

این power point  كه در اين جا براي شما گذاشتم براي دانشجويان اقتصاد كه هنوز ميان ترم اقتصاد خرد را ندادند خيلي مناسب هست.

البته براي بقيه هم مفيد است. چون اطلاعات جالبي  بهتون مي ده.

اگه مي خواي اين power point را ببيني اقتصاد خرد را كليك كن.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 21:22  توسط معصومه دانشور | 

تعریف

بازار ارز به بازاری گفته می شود که معاملات آن برای تاثیرگذاری بر انتقال پول یک کشور به کشور دیگر انجام می گیرد. (فاركس بازار جهاني خريد و فروش ارز است.)

این بازار محل مشخصی ندارد و بازاری است بین المللی که معاملات آن از طریق وسایل ارتباطی راه دور مثل تلفن و تلکس صورت می پذیرد.

در اصل، نیاز به تسویه حساب با طرف های تجاری خارجی بود که برات خارجی را به عنوان عامل کارسازی حساب ها رواج داد و موجب شد تا همه بانک ها و دیگر موسسات مالی بین المللی آن را بپذیرند. در ابتدا معاملات روی برات ها از طریق تنزیل آنها انجام می شد و چنین بود که بازار ارز پدید آمد و میزان این برات عامل تشخیص فعالیت های بین المللی شد. در دوران کنونی این بازار گسترش فراوان یافته است و تحت تسلط سازمان های مالی قرار دارد که از راه خرید و فروش ارز منافع حاصل از تفاوت میان نرخ ارز و نرخ بهره در مراکز مالی مختلف را به خود اختصاص می دهند.


بازار ارز در ایران

در ایران در پی ازدیاد سریع درآمد ارزی ناشی از افزایش قیمت نفت در سال 1973، بانک مرکزی ایران در دی ماه سال 1353 اقدام به تاسیس یک بازار ارز غیربازرگانی کرد تا از این راه محدودیت های ارزی موجود بر سر راه ایجاد یک بازار بین المللی پول و سرمایه در کشور را از میان بردارد.

در ابتدا منبع تغذیه کننده این بازار ارزهای حاصل از صدور کالاهای غیر نفتی بود، لیکن چون این منبع جوابگوی تقاضا برای ارز نبود، لذا بانک مرکزی سیاست فروش ارز به بانک ها برای مصارف غیر بازرگانی را در پیش گرفت. با توجه به تلاطم و بی ثباتی اقتصادی و سیاسی در اواخر برنامه عمرانی پنجم ( 57-1352)، بازار مزبور عملاً به صورت مجرای اصلی خروج ارز از ایران درآمد، به طوری که در خلال عمر حدوداً پنج ساله بازار، بخش اعظم هفت میلیارد دلار فروخته شده به آن از کشور خارج شد. این مجرای اصلی فرار سرمایه سرانجام در آبان سال 1357 بسته شد.

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 20:2  توسط معصومه دانشور | 
ششمين نمايشگاه كتاب شيراز
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 13:27  توسط معصومه دانشور | 

ارز 
واژه «‌ارز»‌در بانكداری بين المللی به معنای پول خارجی است كه گاهی صفت « خارجي»‌را هم به آن مي‏افزايند و به صورت « ارز خارجي»‌به كار مي‏برند تا وجه تمايز آن را با پول ملی يا پول رايج در داخل يك كشور معلوم كنند.
واژه « سعر»‌نيز به معنای ارز است كه در فارسی بيشتر به صيغه جمع يعنی اسعار به معنای پولهای بيگانه استعمال مي‏شود. به كار بردن تركيب « اسعار خارجی »‌هم در فارسی معمول است.
اگر در همه نقاط جهان و در تمام كشورها فقط يك نوع پول رايج بود مبحثی تحت عنوان « ارز»‌محلی از اعراب نمي‏يافت . ولی در حال حاضر تقريباً تمامی ممالك جهان كه دارای هويت ملی و استقلال سياسی هستند، پولی مخصوص به خودشان ايجاد كرده‏اند، چنانچه در داخل مرزهای جغرافيايی شان و حتی گاهی بيرون از اين مرزها، دارای قدرت پرداخت و يا به اصطلاح دارای « قدرت ابراء» قانونی است .
بنابراين، امروزه نحوه مبادله پولهای كشورهای مختلف و قواعد و مقررات حاكم بر اين تبديل و تبادلات يكی از مباحث های مهم در روابط مالی و پولی بين المللی و نيز عنصر پر اهميتی در داد و ستد ميان كشورهاست.
نكته ای كه در تعريف ارز بايد مورد توجه باشد اين است كه ارز تنها منحصر به اسكناس منتشر شده به وسيله بانك های مركزی كشورها نيست ، بلكه اين اصطلاح اسنادی از قبيل چك ، سفته و برات را هم كه برای پرداختهای بين المللی به كار می روند ، شامل می شود .
به عبارت ديگر ، در كشورهايی كه پول آنها در بازارهای بين اللملی قابل تبديل نيست ميزان ارزی كه هر بانك نگاهداری می نمايد ، عبارت است از مسكوكات و اسكناس های بيگانه ، موجودی آن بانك نزد بانكهای خارجی وكليه دارائيهايی كه سريعاً قابل نقدشدن ويا تبديل به پول خارجی ميباشد.
  نرخ ارز
اگر روزی يك پول بين المللی به وجود بيايد كه كليه پرداختهای خارجی با آن صورت گيرد ، اساساً بحث درباره نرخ ارز چندان ضرورتی نخواهد داشت . ولی چون هر كشوری برای خودش پول ملی ويژه،ای تهيه كرده است كه احياناً‌ در خارج از مرزهای آن كشور« قدرت ابراء» قانونی ندارد ، لذا پرداختهای بين المللی بسياری از كشورهای بايستی به پولی غير از پول ملييشان صورت گيردو بدهكاران اين كشورهابه خارج ، در مقابل مسأله تبديل پول ملی به پول بيگانه و به عبارت روشن تر، در مقابل مساله نرخ ارز قرار دارند .
رابطه برابری پول ملي،وياارزش پول ملی درمقابل پولهای بيگانه(اسعار)را نرخ ارز
Exchange Rate گويند . واژه «صرف» در لغت به معنای برگرداندن و در اصطلاح به معنای تبديل كردن پولی به پول ديگر و «صراف » كسی است كه به اين حرفه اشتغال دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 19:7  توسط معصومه دانشور | 

تاثير فناوري اطلاعات بر اقتصاد

امروزه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان يكي از بستر‌هاي نوين به سرعت در حال تأثير گذاري بر زندگي بشر است. اين تأثير در كليه وجوه اجتماعي ديده مي‌شود. از آن جمله تأثير شديد فناوري اطلاعات بر اقتصاد است. در اقتصاد جديد كه مبتني بر شبكه‌هاي كامپيوتري است محيط كسب و كار در حال تبديل به محيطي ديجيتالي (رقمي) است. چنين اقتصادي را با عناويني همچون اقتصاد شبكه‌اي يا اقتصاد ديجيتال نيز ناميده‌اند. اقتصاد ديجيتال كه تحت عنوان اقتصاد اينترنتي، اقتصاد نوين يا اقتصاد مبتني بر شبكه نيز ناميده مي‌شود به اقتصادي اطلاق مي‌گردد كه قسمت اعظم آن بر پايه فناوريهاي ديجيتال شامل شبكه‌هاي ارتباطي، رايانه‌ها، نرم‌افزارها و ساير فناوريهاي اطلاعاتي است.
واژه اقتصاد ديجيتال گوياي يك تحول اقتصادي است، تحولي كه در كليه مؤلفه‌هاي اقتصاد همچون محصولات، مصرف‌كنندگان، فروشندگان، واسطه‌ها، خدمات پشتيباني، بازار و فرآيندهاي آن مؤثر خواهد بود.بسياري از محصولات و خدمات بصورت ديجيتالي عرضه خواهد شد بعنوان مثال ميتوان به محصولات ذيل اشاره كرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 12:48  توسط معصومه دانشور | 
همايش
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 19:7  توسط معصومه دانشور | 
انجمن اقتصاد كشاورزي ايران

با عضويت در اين انجمن مي توانيد به آخرين اطلاعات در مورد انجمن ها كنفرانس ها و حتي مقالات اقتصادي دسترسي داشته باشيد.   به روز ترين اطلاعات در مورد رشتتون

برای عضویت در سایت اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 19:0  توسط معصومه دانشور | 

نرخ بهره

نرخ بهره عبارت است از نرخی که بابت جلوگیری از کاهش ارزش پول پرداختی در امروز و دریافتی در آینده (به‌دلیل نرخ تورم) از وام‌گیرنده دریافت می‌شود. همچنین در شرایط متعارف بازار، به منظور جبران فرصت‌های سرمایه‌گذاری وام‌دهنده، ممکن است مبلغی به عنوان حداقل سود مورد انتظار وام‌دهنده به این نرخ اضافه گردد. اما فیشر نرخ بهره را اینطور تعریف می کند: نرخ بهره درصد پاداش پرداختی بر روی پول، برحسب پول در تاریخ معین که معمولاً یکسال بعد از تاریخ معین است، می باشد.نرخ بهره در واقع هزینه ایست که باید برای دریافت اعتبار بپردازید.

به طور كلي در تئوري اقتصاد مي‌توان چند نوع نرخ بهره را از هم تميز داد، از جمله نرخ بهره طبيعي و نرخ بهره بازار و نيز نرخ بهره اسمي و نرخ بهره واقعي. ما در اين نوشتار تنها به توضيح دو نوع نرخ بهره آخر يعني نرخ بهره اسمي و نرخ بهره واقعي مي‌پردازيم. نرخ بهره اسمي، پديداري پولي است به اين معنا كه از تعادل عرضه و تقاضاي پول در بازار به دست مي‌آيد. اين نرخ بهره كه غالبا به اشتباه در تجزيه و تحليل‌هاي اقتصادي و توسط بسياري از مسئولا‌ن، مورد استفاده قرار مي‌گيرد، در كوتاه مدت قابليت پيش‌بيني و حتي دستكاري را دارد. به اين معنا كه دولت يا به عبارت صحيح‌تر، بانك مركزي در كوتاه مدت با افزايش حجم پول و بالا‌ بردن عرضه پول تا حدود خاصي، مي‌تواند اين نرخ بهره را حتي به صفر برساند اما در بلند مدت به آن دليل كه متغيري چون تقاضاي پول، تابعي است از متغيرهاي حقيقي اقتصاد كشور در نتيجه نرخ بهره اسمي به هيچ وجه در بلند مدت قابليت تعيين شدن و پيش‌بيني قطعي را ندارد. در نتيجه در بلند مدت، نمي‌توان نرخ بهره اسمي را مصداق ربا دانست.(این از نرخ بهره اسمی!)

 اما نرخ بهره واقعي متغيري حقيقي در اقتصاد است و از تفاضل نرخ تورم از نرخ بهره اسمي به دست مي‌آيد(r=i-p) . تمام تجزيه و تحليل‌هاي اقتصادي كه مربوط به نرخ بهره مي‌شوند، بايد بر مبناي نرخ بهره واقعي استوار باشند، چرا كه اين نرخ بهره واقعي است كه حقيقتا در اقتصاد كشور موثر است وعمل مي‌كند و نرخ بهره اسمي صرفا متغيري پولي و به عبارت صحيح‌تر، اسمي است. بر مبناي نرخ بهره واقعي است كه مردم پس‌انداز مي‌كنند يا نمي‌كنند، سرمايه‌گذاران اقدام به سرمايه‌‌گذاري مي‌كنند يا نمي‌كنند و قس علي هذا. در نهايت بر مبناي اين نرخ بهره است كه بانك‌ها اقدام به وام دهي به افراد مي‌كنند و يا اين كه ترجيح مي‌دهند تعداد بيشتري از اعتبارات را مسكوت نگاه دارند. يكي از بزرگ‌ترين خلط‌هاي مفهومي‌و روش شناختي كه در علم اقتصاد خصوصا در كشور ما بسياري را به اشتباه‌انداخته است و البته با آموزه‌هاي كينزي در اقتصاد، تقويت شده است، تفاوت نرخ بهره اسمي و نرخ بهره واقعي است. مشخص است كه نرخ بهره واقعي برعكس ادعاي كينز، متغيري صرفا پولي نيست. بلكه متغيري است كه از تعادل حجم پس‌انداز و سرمايه‌گذاري در اقتصاد به دست مي‌آيد. به عبارت صحيح‌تر، نرخ بهره واقعي، نشان‌دهنده كميابي سرمايه (به عنوان يكي از نهاد‌ه‌هاي توليد) است. در اين مفهوم، نرخ بهره از يك سو نشان‌دهنده كميابي پس‌انداز (سرمايه) و از سوي ديگر بيانگر بازدهي نهايي سرمايه است. كاركرد اصلي و اساسي نرخ بهره در يك نظام اقتصادي، هدايت كردن پس‌اندازهاي كوچك و متوسط و بزرگ به سوي سرمايه‌گذاري و افزايش توليد در يك جامعه است. اگر بخواهيم به صورت خرد به مسئله نگاه كنيم بايد گفت: فردي كه پس‌انداز مي‌كند با امساك از مصرف حال خويش، اقدام به پس‌انداز مي‌كند و موجب مي‌شود تا محصولا‌ت توليدي در آينده افزايش يابد. اين مصرف‌كننده بايد (عادلا‌نه آن است كه) به خاطر آن كه خويش را براي يك دوره از مصرف محروم كرده، نسبت به شخصي كه اين كار را نكرده است برتري داشته و پاداشي دريافت نمايد. اين پاداش، بخشي از همان بازدهي افزايش يافته توليد در آينده است كه در علم اقتصاد به آن نرخ بهره مي‌گويند. البته مسلم است كه اين نرخ بهره به هيچ وجه قابليت تعيين شدن و پيش‌بيني شدن قطعي را ندارد چرا كه ممكن است به دلا‌يلي سرمايه‌گذاري در اقتصاد بازدهي كه انتظار مي‌رود نداشته باشد و يا آن كه به دليل اقدامات دولت، سرمايه‌گذاري‌ها ريزش نمايد و يا نرخ تورم افزايش يابد. اينها همه در كنار بسياري عوامل ديگر موجب مي‌شوند تا نرخ بهره (واقعي) به هيچ وجه قابليت پيش‌بيني قطعي را نداشته باشد. همچنين استدلال دیگری هم می توان در این مورد به میان آورد و آن اینست که از آنجا كه نرخ تورم قابل پيش‌بيني قطعي نيست و پيش‌بيني آن صرفا يك پيش‌بيني است با احتمال خطا، بنابراين چون نرخ بهره واقعي هم از تفاضل نرخ بهره اسمي با نرخ تورم به دست مي‌آيد در نتيجه نرخ بهره واقعي هم به هيچ وجه قابل پيش‌بيني نيست.(این هم از نرخ بهره واقعی!)

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 21:7  توسط معصومه دانشور | 

نام شاخص:  تولید ناخالص داخلی

 

تعریف شاخص: ارزش تمامي کالاها و خدمات نهايي که در اقتصاد يک کشور طي يک سال کامل توليد مي شود و برحسب پول رايج آن کشور بيان مي شود .

 

شرح شاخص

 

اين متغير يکي از اصلي ترين شاخص هاي اقتصاد کلان محسوب مي شود که نشان مي دهد تمامي تلاشي که در اقتصاد يک کشور منجربه توليد محصولات و خدمات نهايي قابل فروش در بازار مي شود چقدر است. بدين ترتيب کالاها و خدمات واسطه اي به دليل آنکه يک بار درمحصول نهايي محاسبه مي شوند، به خودي خود و به صورت مستقل در محاسبه فوق آورده نمي شوند. پس بطور خلاصه اين متغير ارزش فعاليت هاي اقتصادي اي که منجر به توليد نهايي شده است را در طول يک سال براي کشور بيان مي کند.

توليد ناخالص داخلي را به روش هاي مختلفي مي توان محاسبه نمود که به شرح ذيل است؛

1- روش ارزش افزوده

در اين روش ارز ش ايجاد شده در هر مرحله توليد که در واقع مزد تمامي عوامل توليد شرکت کننده در فرايند مورد نظر مي باشد و ارزش افزوده ناميده مي شود با يكديگر جمع بسته شده و توليد ناخالص داخلي را بيان مي کند. به عبارت ديگر در هر مقطع توليد، ارزش نهايي منهاي ارزش کالاها و خدمات واسطه اي بکار رفته در آن مي شود و نتيجه آن با نتيجه حاصل از مقطع بعدي توليد جمع مي شود.

2- روش مخارج

در اين روش فرض مي شود که ارزش افزوده ايجاد شده در اقتصاد که به صورت سهم عوامل توليد و به صورت دستمزد، سود و ... در اختيار هر يک قرار گرفته است، در طول يک سال عموماً خرج مي شود و البته مقداري هم به صورت موجودي انبار ذخيره مي شود. بدين ترتيب اگر تمامي مخارج انجام شده توسط گروه هاي مختلف اقتصادي در يک کشور را با هم جمع کنيم به ارزش توليد ناخالص داخلي خواهيم رسيد. به شكل ساده مي توان بيان کرد که توليد ناخالص داخلي برابر است با : (GDP = C + G + I + (X-M

که در آن؛ C ، مصرف بخش خصوصي G ، مخارج دولت I ، مخارج سرمايه گذاري X صادرات و M .واردات مي باشد

3- روش درآمد

در اين روش درآمد تمامي فعالان اقتصادي از جمله کارگران، کارمندان، شرکت ها و ... توليد ناخالص داخلي را شكل مي دهند. بدين ترتيب در اين روش با جمع کردن ارزش جبران خدمات شاغلين، سود شرکت ها، درآمد مالکين و ... در يک اقتصاد توليد ناخالص داخلي محاسبه مي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 11:13  توسط معصومه دانشور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اقتصادکشاورزی به مجموعه ای از علوم و روش ها اطلاق می شود که عوامل اقتصادی موثر در امور کشاورزی ، روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار می دهد. به بیان دیگر، اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه های اقتصاد عمومی در فرایند تولید ، مبادله و توزیع و مصرف مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخش هاست.

نوشته های پیشین
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
پیوندها
سایت دکتر غلامرضاحجرگشت
علوم اجتماعی
کلبه عاشقانه
خلوت تنهایی من
ghajarboy
سایت بزرگ اقتصادی
اقتصاد
گوگولی
دوران تازه
توسعه اقتصادي
پيام نور
ميكروبيولوژي
Bid shahi
مباحث گروهی
انجمن مديران آينده
وبلاگ تخصصي اقتصاد كشاورزي
انجمن اقتصاد كشاورزي ايران
حسابدار(امیر میرزایی)
شوق رضوان
جستجوي مقالات اقتصاد كشاورزي
مركز اطلاعات كشاورزي
تحولات حسابداري در ايران
باشگاه اقتصاد کشاورزی
وبلاگ مذهبي
همفكري
رخ انديشه
افق طلايي
اقتصاد+كشاورزي
دانش هاي مديريت
مهندسي صنايع
اموزش کامپيوتر
بانك مقالات جهاني شدن
زيبا
اقتصاد كشاورزي دانشگاه تهران
دنياي سرعت
بهينه
پروانه سوخته
داستان هاي تخيلي
كشاورزي خواف
حسابداري
eghtesade keshavarzi
باغبانی(نارون)
تفریح+خنده
غرجستان
شعر و شاعری
متافیزیک و فرا روانشناسی
طوفان سنجاقک
تا کجا باید برویم
فرهنگ صنعتی
وبلاگ شمسه
فرهنگ(سیاسی اجتماعی فرهنگی)
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
شعر
موج دیوانه
صنایع غذایی دانشگاه شیراز
باغبانی دانشگاه شیراز
محیط زیست دانشگاه شیراز
شکلات داغ
مدیران
دوست قدیمی
پری دریایی
انجمن علمی صنایع غذایی شیراز
کمیته علمی مدیریت دولتی
انجمن کشاورزی مشکین شهر
محسن(علمی هنری فرهنگی)
خصوصی سازی
فرهنگی اجتماعی سرزمین جام
فتو بلاگ
زندگی همش قسمته
حسابداری دانشگاه شیراز
پایگاه مذهبی علمدار
جواهر مطهر
فضا دنیایی شگفت انگیز
اقتصاد کشاورزی 85
جواب سوالات تبیان و مسابقات دیگر
جامعه مجازی حسابداری
هرچی میخوای اینجاست
عضو شو بازی کن جایزه ببر
مهرپرور
سایت تحلیلی اقتصاد کشاورزی
مقالات اقتصاد کشاورزی
کنکور حسابداری
انجمن علمی دانشگاه تبریز
یادداشت های اقتصادی
الیاس 99
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان