![]() |
![]() |
|
|
تشدید نظارت های غیر اقتصادی بر بازار زمینه شكل گیری اقتصاد
زیرزمینی و
تزریق آثار منفی آن به سایر بخش های
بازار كالا و خدمات می شود. مسعود
دانشمند ـ عضو هیات رئیسه اتاق
ایران در گفت وگو با ایسنا با انتقاد از روش وزارت بازرگانی
در تنظیم بازار عنوان كرد: اعتقادی به دخالت دولت در شبكه توزیع در
اقتصاد رقابتی و آزاد ندارم چرا كه تجربه نشان داده است كه شیوه فعلی سیستم بازرسی و تنظیم بازار از سال های
پیش از انقلاب تا به حال
هیچ گاه به نتیجه مثبت دست نیافته
است. وی مداخله اعضای هلال احمر و
داوطلبان بسیج در كنترل بازرس و
اعلام افزایش چهار هزار بازرس برای تشدید نظارت ها را موجب
شكل گیری اقتصاد زیرزمینی و افزایش قیمت كالاها در بازار زیرزمینی دانست و
گفت: با شكل گیری بازار زیرزمینی افزایش قیمت در آن بازار شكل گرفته و
آثار منفی آن به تدریج به تمامی بخش ها تزریق می شود. عضو هیات رئیسه
اتاق ایران، وزارت بازرگانی را به انجام بررسی های كارشناسی بیشتر و
در پیش گرفتن رفتار منطقی و اقتصادی توصیه كرد و هشدار داد: اقدامات ضربتی
برای كنترل بازار تنها در كوتاه مدت نتیجه می دهد و اقدامات اخیر
همانند فنری است كه با فشار و زور جمع شده و به محض برداشتن این فشار با جهش فوق العاده ای پرتاب خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 تیر1387ساعت 13:43 توسط معصومه دانشور |
|
|
چرخه بهرهوری تعریف سیستم اندازهگیری بهرهوری در
واحدهای تولیدی
باتوجه به اینکه برای محاسبه بهرهوری یک
سری ازعوامل (معیارها) به عنوان خروجی (Output) و یک سری به
عنوان ورودی (Input) لحاظ میشوند،
بنابراین برحسب انواع منابع مورد استفاده، یک سیستم بهرهوری میتواند طرق مختلفی
داشته باشد. پس جهت محاسبه بهرهوری واحدهای تولیدی شرکت مورد مطالعه در این تحقیق
شاخصهایی را شناسایی و تعریف کردهایم که در ادامه به توضیح آن میپردازیم
: مطالعه موردی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 تیر1387ساعت 15:4 توسط معصومه دانشور |
|
|
بهرهوری استفاده مؤثر و کارآمد از
ورودیها یا منابع برای تولید محصول یا ارائه خروجیهاست. ورودیها (نهادهها) منابعی
از قبیل مواد اولیه، ابزارآلات و تجهیزات، نیروی کار و زمین و ... هستند که برای
خلق خروجی یا ستاده (محصولات تولیدی، خدمات ارائه شده) استفاده میشوند. اندازهگیری
بهرهوری برای هر سازمان ضروری است و این امر به حدی حائز اهمیت است که میتوان با
برقراری و اجرای یک سیستم اندازهگیری بهرهوری به نقاط قوت و ضعف یک سازمان
تولیدی پی برد. این مقوله در مباحث تئوری بسیار ساده است، ولی در زمان پیادهسازی
و عملیاتی کردن، آنچنانکه در تئوری سهل مینماید، آسان نیست، چراکه تعریف دقیق
شاخصها، ایجاد مکانیزمی جهت تولید دادهها و اطمینان از صحت دادههای تولید شده،
اندازهگیری صحیح شاخصها، همه و همه مواردی هستند که در عمل بسیار دشوار مینمایند.
بنابراین باید در طراحی و پیادهسازی سیستم اندازهگیری بهرهوری به آنها توجه
شود. تعاریف بهرهوری انواع بهرهوری در پست بعدی مطلب را ادامه می دهیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 15:44 توسط معصومه دانشور |
|
![]() ورزش در ایران همیشه به عنوان یکی از مباحث فرعی در اقتصاد مورد توجه قرار گرفته
است. موضوعی که در کشورهای توسعه یافته به عنوان یک رکن مهم اقتصادی، سیاسی و
اجتماعی به آن نگاه می شود. کشورهایی نظیر آلمان، بخش قابل توجهی از تولید ناخالص
داخلی خود را از طریق رونق اقتصادی ورزش به دست می آورند. اما در ایران کمتر از 1
درصد از تولید ناخالص داخلی از طریق اقتصاد ورزش تامین می شود. اقتصاد از جمله مقوله هایی است که در همه ی حوزه ها نقش اساسی را ایفا می کند.
در حوزه ی ورزش نیز این نقش اساسی مشهود است. حال این سوال مطرح می شود که در بخش
ورزش این ساز و کارهای اقتصادی چقدر می تواند مفید به فایده و نقش تعیین کننده ای
در جهت گیری ورزش کشور داشته باشد. در پاسخ باید گفت زوایای زندگی و اجرامی که در
کنار ما هستند همیشه تازگی خودش را دارد. اما چون ما به همه ی علوم آگاهی نداریم و
در حقیقت ضعیف هستیم؛ سالها طول می کشد تا آن اشکال را بشناسیم و به ماهیت آن پی
ببریم. زمانی وقتی در کشتارگاه کشتاری می کردند وحیوانی را سر می بریدند؛ فقط گوشت
آن را استفاده می کردند و مشتقات آن به دور ریخته می شد. اما امروزه از تمامی بخش
های حیوانی مثل گوسفند استفاده می شود. پس خداوند هر چیزی که آفریده است با ارزش
است. کلید دروازه های اقتصادی دنیا نیز در حال حرکت به سوی ورزش است. یعنی جایگاه ورزش
به شدت درآمد زا ودر حال انحصاری کردن اقتصاد دنیا است. امروزه ورزش رتبه دهم
معادلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دنیا را به خود اختصاص داده است و این
رتبه هر روز در حال پیشرفت و اوج گرفتن است. اگر کشوری مثل ایران یک چشم انداز
بیست ساله برای ورزش ترسیم کند؛ می تواند به اندازه ی درآمد نفت از ورزش درآمد کسب
کند! مثلاً کشوری مانند برزیل چندین میلیون دلار از انتقال و جا به جایی بازیکن به
دست آورده است. و در حال حاضر برنامه ریزی کرده است که برای انتقال 200 هزار
بازیکن که اگر هر کدام را در حد 30 میلیون دلار فرض کنیم، درآمدی به رقم نجومی به دست
آورده است. اگر بخواهیم مقایسه ای بین پول نفت و جا به جایی بازیکن انجام دهیم؛ باید
بگوییم در شرایط فعلی که نفت به بشکه ای تقریباً 130 دلاررسیده است در مقاسیه با
یک بازیکن برزیلی باید چندین هزار بشکه ی نفت صادر کرد تا معادل با قیمت یک بازیکن
فوتبال شود. این امر بدون شک نیازمند ساز و کارهایی است که بیشتر در کشور های
توسعه یافته مشاهده می شود که نشان می دهد آنها در این زمینه بسیار کار کرده اند. مثلاً
در زمینه گردشگری در کشور ما این صنعت ظرفیت توان جذب سرمایه را دارد. اما توان
استفاده از آن را نداریم. کشورهایی مثل اسپانیا به اندازه ی درآمد نفتی ما از
توریسم جذب سرمایه می کنند واین نشاندهنده ی این است که منابع ما و کشور هایی مثل
اسپانیا برابر است. شاید در برخی حوزه ها ما ثروتمندتر باشیم؛ اما به دلیل سوء
مدیریت نمی توانیم از آن بهره برداری کنیم. ورزش مثل معدن طلایی می ماند که در جایی دور دست باشد و نتوان از آن بهره برد.
مثلاً طی یک آمار جالب کشورهایی که هم اکنون جزو فیفا (فدراسیون جهانی فوتبال)
هستند، تعدادشان از اعضای کشور های عضو سازمان ملل بیشتر است و نشان می دهد که ورزش
دیگر در شرایط تاًثیرگذاری نیست و نبض
اقتصادی دنیا را در دست دارد. البته دستیابی به جایگاه ورزشی بالا برای کشورهای در
حال توسعه ای مثل ایران احتیاج به زمان دارد. ایران کشوری 75 میلیون نفری است و از
این جعمیت جوان می توان 100 هزار بازیکن آماده ی ترانسفر داشت و این یعتی یک قطب
اقتصادی سازنده. یعنی این که شما آنقدر زیر ساختهای کشور را می سازید که دیگر
نیازی به وارد کردن داروی ضد افسردگی به کشور نیست! پس ترویج ورزش در کشور باعث می
شود در بعد اجتماعی نیز جامعه از یک شادابی برخوردار شود. مثلاً مقدار زیادی پول برای
مبارزه با مواد مخدر در کشور هزینه می شود یا امکانات بسیاری اعم از بیمارستان، دکتر،
پرستار، ساختمان، و کلاً تاُسیسات برای درمان بیماران فراهم می شود ؛ اما اگر همین
پول در عرض 5 سال صرف زیرساختهای کشور شود ، موضوع اعتیاد و افسردگی هم به صورت
چشمگیری کاهش می یابد. و اگر روزی به این درک برسیم که برای ورزش هزینه نمی کنیم
بلکه سرمایه گذاری می کنیم، ورزش کشور خیلی پیشرفت خواهد کرد. حتی در بخش مسکن هم
حدود 30 تا 40 درصد سود دهی وجود دارد ولی در زمینه ورزش در سال بیش از حدود 60
درصد سود دهی وجود خواهد داشت. مثلاً اگر به کسی بگویید که مدرسه ی فوتبالی راه
اندازی کند؛ حتی به شما می خندد! یعنی این باور وجود ندارد که ورزش سود ده است. دلیل
آن هم این است که ورزش را اقتصادی ندیده ایم و تفکرات اقتصادی در ورزش نیامده است.
اما به وضوح دیده می شود که امروزه یک بازیکن برای یک فصل 100 میلیون دلار پول می
گیرد. در ایران این مقدار به 200 میلیون تومان هم می رسد ! در مورد
نقش دولت در زمینه مشکلات اقتصادی دنیای ورزش باید گفت: دولت در ایران هم پول را
می دهد و هم مورد عتاب ورزشی ها قرار می گیرد. دولت بدون برنامه به بیشتر باشگاه
ها پول می دهد و این باشگاه ها هم بازیکنی را به قیمت 50 میلیون تومان می خرند. در
حالی که قیمت آن بازیکن 50 میلیون تومان نیست و این باعث تورم زیادی می شود. در لیگ
ایران 150 میلیارد تومان هزینه می شود عمده ی این پول را هم دولت پرداخت می کند. در
حالی که ارزش کل لیگ برتر فوتبال ایران بالاتر از 70 میلیارد تومان نیست! این به
معنی آن است که وقتی پول حاصل دسترنج شما نباشد، آن را به راحتی خرج می کنید... در جام
جهانی گذشته آلمان ها از یک توپ ساده ی ورزشی به سادگی 7میلیارد دلار سود بدست
آوردند. یعنی حتی برای کوچکترین مسایل ورزشی خود برنامه ریزی دارند.آنها به اندازه
ی هزینه 2 باشگاه استقلال و پرسپولیس از فروش توپ، پول بدست آوردند. آن ها اجزای
ورزش را شناخته اند و برای لحظه لحظه ی آن برنامه ریزی اقتصادی می کنند. اگر حقوق
همه به عدالت رعایت شود دیگر باشگاهی از دولت ناراضی نخواهد بود. هم اکنون
از 150 میلیاردی که در لیگ هزینه می شود؛ بالغ بر 120 میلیارد آن را دولت می
پردازد. درحالی که دولت وظیفه ای در این مورد ندارد، اما چون مدیریت منابع صحیح
نیست، باشگاه ها همیشه از دولت طلبکارند... پس اگر به
ورزش به دیده ی اقتصادی نگریسته شود؛ می توان بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور را حل
کرد. و شاید در آینده ای نه چندان دور اوضاع اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی کشور
عزیزمان ایران را به گونه ای رقم زد که ما ایرانیان از آن پس به ایران و نام پر
غرورش بیشتر افتخار کنیم... به امید آن روز منبع: "گزیده ای از مصاحبه ی علی فتح الله زاده، مدیر
عامل باشگاه فرهنگی_ورزشی استقلال تهران در مورد اقتصاد ورزش" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 تیر1387ساعت 20:53 توسط معصومه دانشور |
|
|
تصور کنید که شما از ذخیره نفتی برخوردار هستید که سه
برابر مقداری است که در سال مصرف می کنید و فرض کنید که یکی از اصلی ترین
استفاده هایی که از نفت می کنید در جهت تولید الکتریسته برای مزرعه تان
است. آیا شما می بایستی الکتریسیته خود را از فرد یا منبع دیگری تهیه
کنید (الکتریسیته ای که از سوختن مقادیر دیگری نفت یا فعالیت یک راکتور
هسته ای تولید شده است)؟
سوال فریبنده ای است. شما نمی توانید بدون مقایسه دو مقدار حیاتی به آن جواب دهید: هزینه نفتی که برای تولید الکتریسیته می سوزانید و هزینه ای که برای خرید برق جایگزین می پردازید. برای مثال اگر هزینه تولید برق از نفت خودتان 7 سنت برای هر کیووات ساعت باشد و هزینه خرید برق 9 سنت برای هر کیلووات ساعت، بافرض تمام شرایط ثابت، شما باید خودتان برق تولید کنید. از طرف دیگر، اگر وضعیت عکس را در نظر بگیریم، باز با فرض تمام شرایط ثابت، عاقلانه تر آن است که شما برق را به جای تولید، خریداری کنید. اما چرا از نفت خودتان برای تولید برق استفاده نکید؟ چرا از کس دیگری بخرید؟ پاسخ در یک چیز است: هزینه فرصت Opportunity cost. مقدار هزینه فرصت نفتی که استفاده می کنید برابر است با ارزش باارزش ترین گزینه جایگزین نفت. اگر چه شما این امکان را دارید که نفت را خودتان استفاده کنید، با این حال این امکان را نیز دارید که آن را بفروشید. در اینصورت اگر شما بتوانید نفت را با قیمت بیشتری به فروش برسانید، فروش آن و خرید برق از یک منبع دیگر برای شما ارزان تر تمام می شود. بیشتر افراد هنگامی که عبارت "هزینه فرصت" به گوششان می خورد، به فکر مفهومی می افتند که سال ها پیش در کلاس اقتصاد یاد گرفته اند، مفهومی که اهمیت آن را متوجه نبوده اند. در حقیقت "هزینه فرصت" یکی از مفاهیم اقتصادی است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 تیر1387ساعت 23:20 توسط معصومه دانشور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اقتصادکشاورزی به مجموعه ای از علوم و روش ها اطلاق می شود که عوامل اقتصادی موثر در امور کشاورزی ، روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار می دهد. به بیان دیگر، اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه های اقتصاد عمومی در فرایند تولید ، مبادله و توزیع و مصرف مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخش هاست.
|
|
RSS
|