![]() |
![]() |
|
|
مهمترین بعد جهانی
شدن، بعد اقتصادی آن است. وجود سازمانهای بین المللی قوی نظیر: بانک جهانی ، صندوق
بین المللی پول ، وبالاخره سازمان تجارت جهانی که اقتصاد دانان آنرا سازمان ملل
اقتصادی نام نهاده اند؛ بر این باورند که جهانی شدن اقتصاد واقعیتی انکار ناپذیر
است که اگر هر کشور و حتی منطقه ای در هر کشور نتواند خود را با ان منطبق کند؛
عاقبت دچار خسران می شود . مشخصه های بارز جهانی
شدن اقتصاد شامل 4 دسته می باشد: 1-عضویت در سازمان
تجارت جهانی : در میان 129 کشور عضو
سازمان تجارت جهانی تنها 11 کشور از 25 کشور منطقه جنوب غربی آسیا عضو هستند . بقیه
کشورها حداقل بصورت کامل به عضویت این سازمان در نیامده اند و احتمالا برخی از آنان
نظیر عربستان در حال طی کردن فرایند عضویت هستند لذا میتوان به عنوان نخستین مولفه
گفت ، بسیار مشکل خواهد بود که بتوان این 25 کشور را در یک منطقه موفق وموثر گرد
هم آورد و حداقل از این جهت کشورها برای تطبیق مقررات خود با سازمان تجارت جهانی
حداقل دو تا سه هفته فرصت دارند به شرط آنکه تصمیم بگیرند ظرف چند سال آتی به
عضویت این سازمان در آیند . 2-بی مرز بودن: دنیا به تدریج به مکان واحد و بدون مرز تبدیل می شود. کنیچی اوهاتی نویسنده ژاپنی ، بر
این باور است که مرز های ملی در مقایسه با گذشته محدودیت کمتر شده گر چه بخشی از آن
در نتیجه موافقت نامه های بین المللی ، منطقه ای و دو جانبه در زمینه تجارت است.
اما بخشی از ارتباطات ، راه دور است .ارتباطات دور دو اثر عمده را در صحنه اقتصاد
جهانی به بار آوردهاست .اولاَ موجب آن شده که منبع یابی بیرونی بصورت گسترده و بعنوان
مولفه ای مهم در اقتصاد جهانی ایفای نقش کند . ثانیاً جابجایی سرمایه در عمل ، هر
نوع مرزی را در نوردیده است . یکی از مهمترین نمادهای بی مرز بودن همین منبع یابی
بیرونی است که موجب جابجایی اشتغال و درآمد در سطح جهان می شود و نمی توان مانعی
برای آن ایجاد کرد .امروزه پس انداز کنندگان و صاحبان سرمایه به سه مولفه : اطمینان،
امنیت و سود دهی بیشتر با در نظر گرفتن نرخ بهره پول ، راهی هر بازاری در هر کشوری
می شوند. بنابراین بازار پول و سرمایه چهرهای بارز از بی مرز شدن در صحنه اقتصاد
جهانی است . -شرکتها و بخش های خصوصی : 3 اکثر اندیشمندان بر
این باورند که شرکتهای چند ملیتی و بخش خصوصی پرچم دار این فرایند هستند. با
استثنای برخی از شرکت های نفتی که در کشور های خلیج فارس چنین نقشی دارند و تماماً
دولتی هستند؛ در سایز زمینه ها هنوز این کشورها نتوانستند جذب اقتصاد جهانی شوند و
حتی می توان گفت: اقتصاد دولتی در اکثر قریب به اتفاق این کشور ها بخش برتر بوده و
کشور های مشترک المنافع هنوز دولتی هستند. 4-منطقه ای شدن: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 آبان1387ساعت 13:52 توسط معصومه دانشور |
|
|
کارتل شرکتهایی هستند که در یک رشته
خاص فعالیت میکنند و با حفظ استقلال مالی و حقوقی خود با یکدیگر متحد میشوند.و
در امور تقسیم بازار میان خود و حجم تولید و قیمت کالا با یکدیگر به توافق میرسند.هدف کارتلها تسلط بر بازار یک کالای خاص از طریق تضعیف یا از
بین بردن رقابت در بازار آن کالا توسط ایجاد انحصار است.نمونه بارز
کارتلها از سال ۱۹۳۳ در آلمان
و کشورهای اروپای غربی است.به خاطر تاثیر منفی کارتل در از بین بردن رقابت ٬ قوانین ضد ایجاد کارتل در المان و برخی کشورهای
دیگر بوجود آمد. کارتلهای بینالمللی
یک کارتل بینالمللی عرضه کننده یک
کالا مخصوص در کشورهای مختلف است که اعضا آن میتوانند شرکتها ٬ سازمانها و یا دولتها در کشورهای
مختلف باشند که با توافق بر روی کاهش تولید و صادرات سعی میکنند سود خود
را حداکثر کنند.هرچند که در آمریکا ایجاد کارتل ممنوع میباشد و در اروپا
نیز بسیار محدود است اما مقابله با کارتلهای بینالمللی کار راحتی نیست ٬ زیرا این کارتلها زیر نظر قانون هیچ کشوری نیستند. معروفترین و تاثیر گذارترین کارتل بینالمللی در
حال حاضر «سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک)»
میباشد که با کنترل تولید و صادرات اعضای خود توانست قیمت نفت
را در سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ به چهار برابر قیمت افزایش دهد.مورد دیگر «سازمان حمل و
نقل هوایی بینالمللی (یاتا
IATA)» که یک کارتل بزرگ خطوط هوایی بینالمللی است که هر ساله خط مشی
مربوط به پروازهای بینالمللی را از قبیل کرایهها سیاستها و مقررات را معین
میکند. یک کارتل زمانی موفق است که فقط تعداد
کمی در آن سازمان کالایی ضروری تولید کنند که جانشینی نداشته باشد.اوپک در دهه هفتاد بسیار موفق عمل کرد؛ زیرا برای
نفت جانشینی وجود ندارد و تولید کنندههای آن نیز محدود هستند.وقتی تعداد زیادی
عرضه کننده در سطح جهان وجود داشته باشد ٬ مشکل میتوان آنها را در قالب یک کارتل کارآمد سازمان
دهی نمود.و همچنین اگر جانشین مناسبی برای کالای تولیدی کارتل وجود داشته باشد٬ هر نوع تلاشی به منظور افزایش قیمت از طریق کاهش
تولید تنها باعث این خواهد شد که مصرف کنندهها کالای جانشین را خریداری کنند.این
مهم علت شکست کارتلهای بینالمللی در تسلط بر بازاهای مواد معدنی(غیر از نفت)و سای
محصولات کشاورزی(غیر از شکر ٬ قهوه ٬ کاکائو و لاستیک)را نشان میدهد. از آن رو که قدرت هر کارتل بستگی به توانایی آن در
محدود کردن تولید و صادرات دارد٬ هر یک از عرضه کنندگان تمایل دارند خارج از کارتل فعالیت
کنند و با توسل به نیرنگ به فروش نامحدود کالا با قیمتی کمتر از قیمت کارتل اقدام
کنند.نمونه این واقعه در سال ۱۹۸۰ اتفاق افتاد و در زمانی که قیمت نفت در بالاترین
حد خود بود٬این قیمت باعث شد که
کشورهای غیر عضو مثل انگلیس٬مکزیک و نروژ به صورت جدی در پی اکتشاف نفت باشند.افزایش عرضه نفت در پی کشف
منابع جدید و تولید بیشتر ٬ به همراه سیاستهای حفاظت از محیط زیست باعث کاهش تقاضا محصولات نفتی شد٬در نتیجه قیمت نفت در دهه هشتاد نسبت به دهه هفتاد
به شدت افت کرد.بر اساس پیشبینیهای نظریههای اقتصادی کارتلها غالبا ثبات
ندارند و سرانجام با فروپاشی روبرو میشوند.در صورت موفقیت نیز کارتل چیزی بیش از
انحصارگری که سود خود را حداکثر میکند و به زیان رقابت و حقوق مصرف کننده عمل
میکند نخواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 آبان1387ساعت 12:12 توسط معصومه دانشور |
|
|
روشن
است که هر قدر مالکيت منابع به حالت «الف» نزديک تر باشد درصد
بيشتري از مردم، مالک منابع جامعه بوده و امکان مشارکت در بازارها و همچنين چانه زني و رقابت در آنها را خواهند داشت و لذا
اقتصاد جامعه آزادتر و رقابتي تر خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 آبان1387ساعت 21:24 توسط معصومه دانشور |
|
|
معمولاً اولين موضوعي که به دانشجويان
اقتصاد در دانشکده هاي اين رشته علمي آموزش مي دهند آن است که تمامي علم اقتصاد، پاسخ به چهار سوال اساسي زير است؛ با
نيروي کار، سرمايه، زمين و منابع طبيعي موجود، چه کالاها و خدماتي توليد مي شود؟ از
انواع کالاها و خدمات چه مقدار توليد مي شود؟ کالاها
و خدمات گوناگون با چه تکنولوژي و ترکيبي از نهاده هاي کار، سرمايه، زمين و منابع
طبيعي توليد مي شود؟ کالاها
و خدمات توليدي، چگونه ميان مردم توزيع مي شود؟ اگر
بهترين گزينه ممکن براي اين سوالات انتخاب شود و مورد
عمل قرار گيرد، اقتصاددانان مي گويند که تخصيص منابع، بهينه
صورت گرفته است.
الف) زماني
که
همه منابع جامعه به ميزان مساوي ميان افراد جامعه توزيع
شده باشد و همه به يک نسبت مساوي مالکيت منابع جامعه را در
اختيار داشته باشند. در اين حالت ضريب جيني
توزيع منابع «صفر» خواهد بود. ادامه در پست بعدی........ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 آبان1387ساعت 23:20 توسط معصومه دانشور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اقتصادکشاورزی به مجموعه ای از علوم و روش ها اطلاق می شود که عوامل اقتصادی موثر در امور کشاورزی ، روابط اقتصادی موجود بین عوامل تولید کشاورزی و کاربرد اصول اقتصادی را در تولید و توسعه کشاورزی مورد بحث و بررسی قرار می دهد. به بیان دیگر، اقتصاد کشاورزی عبارت از کاربرد اصول و نظریه های اقتصاد عمومی در فرایند تولید ، مبادله و توزیع و مصرف مواد خام اولیه مورد نیاز سایر بخش هاست.
|
|
RSS
|